mojgan
شب شراب خرابم کند به بیداری//دگر بروز حکایت کنم بخواب رود (د)
mojgan
الهی نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان. الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آنکس که تو خواهی.الهی از پیش خطر و از پس راهم نیست،دستم گیر که جز تو پناهم نیست.الهی دستم گیر که دست آویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.الهی دیگران مست شرابند و من مست ساقی، مستی ایشان فانی است و از من باقی.الهی روزگاری ترا می جستم و خود را می یافتم،اکنون خود را می جویم و ترا می یابم.........
mojgan
آنکه به زیر تنت می لغزد تا دل بر دلت گذاشته و تنها دقایقی بیشتر مهرت را خریدار باشد فاحشه نیست...آنکه بکارتش را تنها به قیمت برقی از چشمان پر نیازت می فروشد تا شاید وجودش را مثل سرخرید این لایه ی خونین از آن تو کند فاحشه نیست... آنکه دنیایی را خلوت طلب میکند تنها برای در آغوش کشیدنت بی آنکه نگاهی سنیگن قاضی بر تمام گناهان داشته و نداشته اش باشد ، و در هر لحظه بارها و بارها عادلانه یا ناعادلانه محکومش کنند فاحشه نیست...آنکه پوست بر پوستت می ساید تا گرمای محبت های دریغ شده از روحش را از بدن ملتهبت باز گیرد فاحشه نیست...فاحشه اشک نمی ریزد....
mojgan
مردمی کرد و کرم لطف خدا داد بمن//کان بت ماهرخ از راه وفا آمد (د)
mojgan
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی//گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش (ش)
mojgan
هرگز نرفت این همه بیداد با نسیم//هرگز نرفت این همه فریاد با درخت (ت)
mojgan
به کعبه گفتم تو از خاکی من از خاک چرا باید به دور تو بگردم؟ بگفتا تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم....